in rozha khab nemibinam dastani mibinam ke revayate pey dar peyash ghese shabne shode. in ghese ra mibazam ,midanam mibazam... ja mimanam dar revayati ke mesle talkhi vaghiyati jari ist. man be yek anghoshte ejaze mibazam...che sade che saket...che por dard...
+
نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت1391 6:7 PM توسط sandra
|
من خود را بیش از خدا باور دارم
+
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1391 8:8 PM توسط sandra
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391 5:54 PM توسط sandra
|
دوستت دارم حتی روزهایی که از روی عادت دلتنگم هستی...
+
نوشته شده در شنبه 5 فروردین1391 4:5 PM توسط sandra
|
تبسم زندگی در جوانه های گندم می روید ، انها را برایت می خواهم ...
+
نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1391 0:21 AM توسط sandra
|
صبوحی دهیم جامه چاک بدین نوید که باد سحرگهی آورد
بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان در این جهان ز برای دل رهی آورد
همی رویم به شیراز با عنایت بخت زهی رفیق که بختم به همرهی آورد
به جبر خاطر ما بکوش کاین کلاه نمد بسا شکست که با افسر شهی آورد
چه ناله ها که رسید از دلم به خرمن ماه چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد
رساند رایت منصور بر فلک حافظ که التجا به جناب شهنشهی آورد
+
نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند1390 9:53 PM توسط sandra
|
+
نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن1390 2:39 PM توسط sandra
|
همه خوبیهاتو دوست دارم و همه بوسه هاتو ، آسمون دلت اگر ابری هم باشه باز هم می یام پشت دیوار دلت تا برام حرف بزنی...
+
نوشته شده در دوشنبه 19 دی1390 5:54 PM توسط sandra
|
آشفته ام از ناشده ها ، شهر بی جامه را باید ترک گفت
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390 8:30 PM توسط sandra
|
مرگ راهی برای گریز از هر آنچه غم در من شدت می دهد ، آرزو می کنم تمام شوم
+
نوشته شده در شنبه 3 دی1390 8:30 PM توسط sandra
|